درمان اعتیاد یک نسخه ثابت ندارد و حتی برای یک نفر هم ممکن است در طول زمان تغییر کند. بیماری که امروز با تریاک و شیره مراجعه میکند، با بیماری که مصرف شیشه، الکل و داروهای آرامبخش را همزمان دارد، از نظر خطرات پزشکی، علائم ترک و نیازهای درمانی در یک شرایط قرار ندارد.
به همین دلیل، مسیر درمان در رویش از ارزیابی شروع میشود. قرار نیست قبل از شناخت وضعیت بیمار، درباره روش درمان تصمیم بگیریم.
اولین جلسه، زمان جمع کردن اطلاعاتی است که تصمیم پزشکی به آنها وابسته است.
درباره نوع ماده، مقدار مصرف، دفعات مصرف، روش مصرف و زمان آخرین نوبت مصرف سؤال میشود. سابقه ترکهای قبلی، مدت پاکی، روشهایی که قبلاً امتحان شدهاند و اتفاقی که دوباره مصرف را شروع کرده نیز اهمیت دارد.
داروهای مصرفی، بیماریهای زمینهای، سابقه تشنج یا مشکلات قلبی، وضعیت خواب، اضطراب، افسردگی و نشانههای روانی هم بررسی میشوند. اگر بیش از یک ماده مصرف شود، باید تمام آنها در شرح حال ثبت شوند؛ چون ترکیب مواد میتواند تصمیمگیری درمانی را تغییر دهد.
در یک ارزیابی استاندارد، نیازهای پزشکی، روانشناختی، اجتماعی و شغلی و همچنین تجربه درمانهای قبلی و ترجیحات بیمار در نظر گرفته میشوند.
یک سؤال مهم در این جلسه: «الان دقیقاً با چه وضعیتی روبهرو هستیم؟»
جواب این سؤال، مسیر ادامه درمان را مشخص میکند.
کلمه «اعتیاد» در گفتگوهای روزمره برای وضعیتهای بسیار متفاوتی به کار میرود. از نظر پزشکی، باید تشخیص داد فرد به چه مادهای وابستگی پیدا کرده، الگوی مصرف او چگونه است و مصرف چه پیامدهایی ایجاد کرده است.
ممکن است دو نفر هر دو بگویند «تریاک مصرف میکنم»، اما در یک نفر مصرف روزانه و طولانیمدت باشد و در دیگری مصرف دورهای و همراه با داروهای دیگر. همین تفاوت میتواند تصمیم درمانی را کاملاً عوض کند.
در مورد محرکها، مسائلی مثل بیخوابی شدید، تحریکپذیری، افت خلق، اضطراب یا علائم روانپریشی باید جدی گرفته شوند.
کاهش یا قطع مصرف بعد از ایجاد وابستگی میتواند با علائم ترک همراه شود. شدت این علائم به ماده، میزان وابستگی، وضعیت جسمی و سابقه مصرف بستگی دارد.
به همین دلیل، «ترک سریع» به تنهایی معیار مناسبی برای انتخاب روش نیست.
در مورد اوپیوئیدها، مدیریت ترک باید در قالب یک برنامه درمانی منظم انجام شود و افرادی که وابستگی به اوپیوئید دارند، برای سمزدایی به یک برنامه ساختارمند درمانی متصل باشند.
در مورد الکل، موضوع حساستر است. مدیریت علائم ترک الکل باید بر اساس ارزیابی خطر انجام شود و خودِ مدیریت ترک بهتنهایی درمان کامل اختلال مصرف الکل محسوب نمیشود.
در این مرحله چه چیزی مشخص میشود؟
آیا بیمار به مراقبت نزدیک پزشکی نیاز دارد؟
آیا درمان دارویی لازم است؟
آیا امکان درمان سرپایی وجود دارد؟
چه علائمی باید در طول درمان تحت نظر باشند؟
و از چه مرحلهای درمان روانشناختی و پیگیری وارد برنامه میشود؟
در کلینیک ترک اعتیاد رویش از متادون و ب2 به هیچ عنوان در بخش دارودرمانی استفاده نمیشود. به این خاطر که این دو ماده خطر وابستگی و عوارض بسیار زیادی دارند. بنابراین طبق نظر پزشک و وضعیت بیمار از داروهای مناسب دیگر برای مدیریت عوارض ترک استفاده میشود.
هر دارویی که وارد برنامه درمان میشود باید مشخص باشد:
چرا تجویز شده است؟
چه اثری قرار است داشته باشد؟
چه مدت استفاده میشود؟
چه عوارضی باید تحت نظر باشد؟
و ادامه یا تغییر آن بر اساس چه نشانههایی تصمیمگیری خواهد شد؟
بیمار باید پاسخ این سؤالها را از پزشک خود بگیرد.
ممکن است بیماری وجود داشته باشد که بعد از قطع مصرف همچنان شبها سه یا چهار ساعت بیشتر نخوابد. فرد دیگری ممکن است با اضطراب شدید یا افسردگی مواجه باشد. شخص دیگری در همان محیط و با همان گروهی از دوستان زندگی میکند که مصرف از آنجا شروع شده است.
اگر این عوامل دیده نشوند، احتمال اینکه بیمار دوباره در شرایط مشابه گذشته قرار بگیرد، همچنان وجود دارد.
در این مرحله، درمان روانشناختی و رفتاری میتوانند بر موضوعاتی مثل محرکهای مصرف، مدیریت وسوسه، مهارت حل مسئله، رفتارهای پرخطر و مشکلات روانی همزمان تمرکز کنند.
برنامه درمان در روز اول نوشته نمیشود که تا آخر بدون تغییر بماند.
اسخ بیمار به درمان، عوارض دارویی، وضعیت خواب و خلق، میزان پایبندی به درمان، وسوسه مصرف و شرایط زندگی میتواند در تصمیمهای بعدی اثر بگذارد.
این همان جایی است که پیگیری اهمیت پیدا میکند.
اگر یک مداخله مؤثر نبوده، باید علت بررسی شود. اگر شرایط بیمار تغییر کرده، برنامه هم باید بازبینی شود. در استانداردهای درمانی، بازبینی برنامه مراقبت و حفظ ارتباط بیمار با خدمات درمانی از بخشهای مهم فرایند درمان محسوب میشود.
بخش مهمی از درمان در همان محیطی ادامه پیدا میکند که مصرف در آن شکل گرفته است.
فرد دوباره با مهمانیها، دوستان قبلی، تنش خانوادگی، بدهی، فشار کاری، تنهایی، بیخوابی یا محرکهای دیگری مواجه میشود که ممکن است میل به مصرف را بالا ببرند.
برای این مرحله باید برنامه داشت.
چه موقعیتی برای بیمار پرخطر است؟
اگر وسوسه شدید شد، چه اقدامی باید انجام شود؟
چه زمانی لازم است با درمانگر یا پزشک تماس گرفته شود؟
اگر مصرف دوباره اتفاق افتاد، چه زمانی باید برای ارزیابی مراجعه کرد؟
ادامه مراقبت و برنامهریزی برای احتمال عود، جزئی از درمان اختلال مصرف مواد است و در استانداردهای بینالمللی بر حفظ پیوستگی مراقبت تأکید شده است.
تاریخ بازگشت به مصرف، مادهای که مصرف شده، مقدار آن، شرایط چند روز یا چند هفته قبل، قطع دارو، تغییرات خواب و خلق، اختلافات خانوادگی، فشار کاری و تماس با محیط مصرف میتوانند سرنخهای مهمی باشند.
عود نیاز به ارزیابی دوباره دارد. گاهی برنامه قبلی هنوز مناسب است و باید اصلاح شود؛ گاهی نوع مراقبت باید تغییر کند.
درمان را از جایی ادامه میدهیم که بیمار امروز قرار دارد، نه از تصویری که مربوط به چند ماه قبل است.
هیچ عدد ثابتی برای همه بیماران وجود ندارد.
مدت درمان به نوع اختلال مصرف، شدت وابستگی، مشکلات جسمی و روانی، سابقه درمان و پاسخ بیمار بستگی دارد. بعضی مداخلات کوتاهمدتاند و بعضی افراد به مراقبت طولانیتر نیاز دارند.
معیار مهم، پاسخ واقعی بیمار به درمان و نیازهای او در هر مرحله است.
قبل از شروع هر مداخله، درباره آن توضیح داده میشود.
اگر دارویی تجویز شود، دلیل و نحوه مصرف آن روشن خواهد شد.
اگر لازم باشد ارزیابی یا آزمایش بیشتری انجام شود، علت آن برای بیمار توضیح داده میشود.
در صورتی که خانواده در روند درمان وارد شود، موضوع مشارکت و حدود اطلاعات قابل انتقال باید با رعایت محرمانگی و رضایت بیمار مدیریت شود.
اگر درباره مصرف خودتان یا یکی از اعضای خانواده نیاز به ارزیابی دارید، اطلاعات اولیه را با کارشناسان پذیرش رویش در میان بگذارید تا درباره نحوه مراجعه و مرحله بعدی راهنمایی شوید.