خواب خانواده به هم میریزد. اعتماد بین اعضای خانه آسیب میبیند. پول، کار، رابطه زوجین و حتی ارتباط والدین با فرزندان ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.
در بسیاری از خانهها، یک نفر تمام وقتش را صرف مراقبت میکند؛ مدام تلفن را چک میکند، دنبال نشانههای مصرف میگردد، بدهیها را جبران میکند یا سعی میکند جلوی اتفاق بد بعدی را بگیرد.
این وضعیت اگر طولانی شود، خود خانواده را فرسوده میکند.
درمان اعتیاد به همین دلیل باید خانواده را هم در نظر داشته باشد.
قبل از هر تصمیم، واقعیت را دقیقتر ببینید.قرار نیست با حدس درباره مقدار مصرف، تشخیص پزشکی بدهید. بهتر است اطلاعات مشخص جمع شود:چه مادهای مصرف میشود؟
از چه زمانی؟
چند بار در روز یا هفته؟
همزمان داروی دیگری هم مصرف میشود؟
آخرین ترک چه زمانی بوده؟
در دورههای قبلی چه اتفاقی افتاده؟
مصرف چه تغییری در رفتار، خواب، کار یا روابط فرد ایجاد کرده؟همین اطلاعات هنگام مراجعه به پزشک ارزش زیادی دارند.راهنماهای درمانی نیز بر گرفتن شرح حال درباره نوع، مقدار و دفعات مصرف و بررسی سابقه درمان و نیازهای پزشکی، روانی و اجتماعی تأکید دارند.
گفتوگویی که از همان جمله اول به «تو معتادی» ختم شود، معمولاً راه را برای گفتوگوی بعدی نمیبندد اما ادامه صحبت را سختتر میکند.
بهتر است درباره چیزی صحبت کنید که واقعاً دیدهاید.
مثلاً:«چند هفته است خواب و رفتارت تغییر کرده و میخواهم بفهمم چه اتفاقی افتاده.»
یا:«ما از وضعیت مصرفت نگرانیم و میخواهیم یک پزشک شرایطت را بررسی کند.»
تمرکز روی رفتار قابل مشاهده، معمولاً گفتوگو را از دعوا درباره برچسبها دور میکند.
نه.
گاهی اولین تماس را مادر میگیرد. گاهی همسر، خواهر، برادر یا فرزند بزرگتر.
اگر بیمار هنوز برای مراجعه تصمیم نگرفته باشد، خانواده میتواند درباره نحوه برخورد، ارزیابی شرایط و قدم بعدی مشاوره بگیرد.
قرض گرفتن پول برای پوشاندن بدهیهای ناشی از مصرف، تماس با محل کار فرد برای توجیه غیبتهای او، دروغ گفتن به نزدیکان یا خرید دارو و مواد برای اینکه «حداقل مصرفش کنترل شده باشد»، در بعضی خانوادهها با نیت کمک انجام میشود.
اما خانواده باید بداند کجا کمک کرده و کجا دارد پیامدهای مصرف را از دوش بیمار برمیدارد.
قرار نیست همه مشکلات را برای او حل کند.
از طرف دیگر، قطع ناگهانی تمام ارتباط یا تهدید مداوم هم راه درمان را لزوماً هموار نمیکند.
مرز سالم یعنی خانواده روشن بداند:
چه چیزی را قبول میکند،
برای چه رفتاری مسئولیت نمیپذیرد،
در چه شرایطی کمک میکند،
و در چه شرایطی نیاز به مداخله پزشکی وجود دارد.
به وضعیت بیمار و نوع رابطه او با خانواده بستگی دارد.
در بعضی موارد، حضور یک عضو خانواده در جلسات درمان کمککننده است. در موارد دیگر، بیمار ترجیح میدهد بعضی اطلاعات شخصی را فقط با پزشک در میان بگذارد.
محرمانگی باید حفظ شود و مشارکت خانواده با رضایت بیمار و در چارچوب درمان انجام شود.
خانواده میتواند اطلاعاتی را که خودش درباره تغییرات رفتاری و شرایط خانه دارد در اختیار تیم درمان بگذارد، اما تیم درمان باید حدود اطلاعات محرمانه بیمار را رعایت کند.
بحث را روی اثبات یا رد این جمله نبرید.
به جای آن، درباره اتفاقات مشخص صحبت کنید:
مصرف چقدر شده؟
کار یا تحصیل چه تغییری کرده؟
چه مقدار پول صرف مصرف میشود؟
رابطه با خانواده چه وضعی دارد؟
در دورههای قبل چه اتفاقی افتاده؟
گاهی فرد در همان جلسه اول، مسئله را طور دیگری تعریف میکند. هدف خانواده نباید برنده شدن در بحث باشد. هدف این است که راه ارتباط با درمان باز بماند.
اجبار خانوادگی همیشه نتیجه مورد انتظار را ایجاد نمیکند.
اما این به معنی بیعمل ماندن خانواده نیست.
میتوان با یک پزشک یا درمانگر درباره وضعیت مشورت کرد، اطلاعات مربوط به مصرف را جمعآوری کرد، مرزهای خانه را روشن کرد و از رفتارهایی که مشکل را پنهان یا طولانی میکنند فاصله گرفت.
اگر خطر فوری وجود دارد، مسئله دیگر فقط «قانع کردن بیمار برای ترک» نیست و باید ارزیابی پزشکی فوری در اولویت قرار بگیرد.
در همان ساعات اول، از سرزنش و بازجویی فاصله بگیرید و وضعیت را بررسی کنید.چه چیزی مصرف شده؟
چه مقدار؟
چه زمانی؟
آیا ماده دیگری هم استفاده شده؟
آیا داروی خوابآور یا آرامبخش مصرف شده؟
آیا علائمی وجود دارد که نیاز به ارزیابی فوری پزشکی داشته باشد؟
بعد از عبور از شرایط فوری، باید علت بازگشت مصرف بررسی شود.
درمان عود با پیدا کردن مقصر شروع نمیشود. باید مشخص شود چه تغییری در برنامه درمان، شرایط زندگی یا سلامت جسم و روان بیمار لازم است.
کودک ممکن است دلیل تغییر رفتار والد را نداند، اما تنش، دعوا، غیبت، بیثباتی و ترس را احساس میکند.
اگر در خانه کودکی حضور دارد، امنیت او باید در تصمیمهای خانواده در نظر گرفته شود. گاهی لازم است برای کودک توضیحی متناسب با سنش داده شود. گاهی هم باید از قرار گرفتن او در موقعیتهایی که برایش ناامن است جلوگیری شود.
مادری که ماهها با ترس از تماس تلفنی زندگی کرده، همسری که تمام مسئولیت خانه را به تنهایی به دوش کشیده یا پدری که مدام برای کنترل مصرف فرزندش درگیر شده، خودش نیاز به حمایت دارد. فرسودگی، اضطراب، اختلال خواب و احساس گناه در اعضای خانواده موضوعات قابل توجهی هستند. خانواده میتواند برای خودش هم مشاوره بگیرد، حتی وقتی بیمار هنوز وارد درمان نشده است.
در جلسات مشاوره خانواده میتوان درباره وضعیت فعلی، نوع برخورد با بیمار، مرزهای خانوادگی، شیوه گفتوگو و شرایطی که نیاز به ارزیابی پزشکی دارند صحبت کرد.
هدف، دادن چند جمله آماده برای «قانع کردن بیمار» نیست.
خانواده باید بداند با چه شرایطی روبهروست و در هر مرحله چه تصمیمی منطقیتر است.
اگر فرد پس از مصرف دچار بیهوشی، اختلال شدید هوشیاری، تشنج، مشکلات جدی تنفسی، درد قفسه سینه یا رفتارهای خطرناک شده است، موضوع را به مراجعه عادی موکول نکنید و از خدمات اورژانسی استفاده کنید.
برای تصمیمهای مربوط به کاهش یا قطع مواد و داروها نیز خوددرمانی میتواند خطرناک باشد و بهتر است روش درمان توسط پزشک تعیین شود. راهنماهای تخصصی، بهخصوص برای اوپیوئیدها، الکل و بعضی داروهای آرامبخش، بر مدیریت ساختارمند و نظارت بالینی تأکید دارند.