کلینیک ترک اعتیاد رویش با یک مسئله مشخص شکل گرفته است: درمان وابستگی به مواد نیاز به مراقبت پزشکی منظم، تصمیمگیری دقیق و ارتباط درست با بیمار دارد.
در این مرکز، روند درمان از ارزیابی وضعیت فرد شروع میشود و بر اساس نوع ماده، الگوی مصرف، سابقه درمان، وضعیت جسمی و روانی و شرایط زندگی او ادامه پیدا میکند.
ساختار درمان باید برای یک سؤال روشن پاسخ داشته باشد:
این بیمار اکنون به چه نوع مراقبتی نیاز دارد و در هفتهها و ماههای بعد چه چیزی باید پیگیری شود؟
وقتی درباره اعتیاد صحبت میکنیم، معمولاً نام یک ماده در مرکز توجه قرار میگیرد؛ تریاک، شیشه، هروئین، الکل یا دارو.اما در پرونده درمانی، اطلاعات دیگری هم وجود دارد که نمیتوان از آنها گذشت.مدت مصرف چقدر است؟
بیمار قبلاً چه درمانی گرفته؟
چند بار مصرف را قطع کرده و چه زمانی دوباره شروع کرده؟
آیا همزمان از چند ماده استفاده میکند؟
سلامت جسمی او چگونه است؟
خواب و وضعیت روانی او چه شرایطی دارد؟
در خانه و محیط کار چه میگذرد؟این جزئیات برای تعیین روش درمان اهمیت دارند.
از پرونده واقعی بیمار.در جلسه ارزیابی، درباره مصرف، سابقه درمان، وضعیت جسمی و روانی و شرایط فعلی سؤال میشود. اگر علائمی وجود داشته باشد که نیاز به بررسی بیشتر داشته باشد، روند تشخیص و ارزیابی ادامه پیدا میکند.
در برنامه درمانی نیز هدفهای بیمار و شرایط زندگی او اهمیت دارند. ارزیابی و تنظیم برنامه مراقبت، نیازهای پزشکی، روانشناختی، اجتماعی و شغلی، سابقه درمان و ترجیحات فرد در نظر گرفته شوند.
سم زدایی یا مدیریت علائم ترک، برای بعضی بیماران بخش مهمی از شروع درمان است.
اما بعد از آنکه علائم اولیه فروکش کردند، هنوز مسئله اصلی پابرجاست: اختلال مصرف مواد، میل به مصرف، عوامل زمینهای و شرایطی که احتمال بازگشت را بالا میبرند.
به همین دلیل، مدیریت ترک باید در دل یک برنامه درمانی دیده شود.
بعضی بیماران به درمان دارویی نیاز دارند و بعضی ندارند.در وابستگی به اوپیوئیدها، درمانهای دارویی مبتنی بر شواهد میتوانند برای کاهش علائم ترک، کاهش میل به مصرف و کمک به ماندن در درمان استفاده شوند. نوع دارو و نحوه تجویز باید با ارزیابی پزشکی و شرایط بیمار هماهنگ باشد.در رویش، دارو باید دلیل مشخص داشته باشد.بیمار باید بداند دارویی که مصرف میکند چه کاربردی دارد، چه زمانی اثر مورد انتظار دارد، چه عارضهای باید جدی گرفته شود و پزشک در ویزیتهای بعدی چه مواردی را ارزیابی خواهد کرد.
در بسیاری از بیماران، مصرف مواد با مسائل دیگری همراه است؛ اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، مشکلات رابطه، استرس مزمن، محیط پرخطر یا ناتوانی در کنترل موقعیتهایی که میل به مصرف را تحریک میکنند.این مسائل در برنامه درمان نادیده گرفته نمیشوند.بسته به تشخیص و نیاز بیمار، از مداخلات روانشناختی و رفتاری مبتنی بر شواهد استفاده میشود. نوع مداخله باید متناسب با ماده مصرفی، وضعیت روانی و هدف درمان انتخاب شود.
بازگشت به مصرف را باید جدی گرفت، اما بررسی آن باید دقیق باشد.مهم است بدانیم مصرف دوباره در چه شرایطی اتفاق افتاده، بیمار چه مادهای مصرف کرده، درمان در چه مرحلهای بوده و چه تغییراتی در زندگی او ایجاد شده است.پیدا کردن این عوامل میتواند نشان دهد که کدام بخش برنامه درمان باید تغییر کند.در استانداردهای درمانی، ادامه مراقبت، حفظ ارتباط بیمار با خدمات و برنامهریزی برای پیشگیری و مدیریت عود، بخشی از درمان محسوب میشود.
بیمار باید بداند چه تصمیمی برای او گرفته شده و چرا.
اگر آزمایشی درخواست میشود، دلیل آن باید روشن باشد.
اگر دارویی تجویز میشود، کاربرد آن باید توضیح داده شود.
اگر درمان تغییر میکند، بیمار باید بداند چه اطلاعات جدیدی باعث این تغییر شده است.
درمان مشارکت بیمار را هم لازم دارد. استانداردهای درمانی بر احترام به فرد، حفظ حریم خصوصی و مشارکت او در تصمیمهای مرتبط با درمان تأکید میکنند.
خانواده گاهی منبع اصلی اطلاعات درباره تغییرات بیمار است و در بعضی شرایط میتواند نقش حمایتی مهمی در ادامه درمان داشته باشد.
از سوی دیگر، اطلاعات خصوصی بیمار باید محرمانه بماند.
به همین دلیل، مشارکت خانواده با توجه به شرایط بیمار و با رعایت حریم خصوصی انجام میشود.
اگر خودتان یا یکی از اعضای خانواده با مصرف مواد درگیر هستید، اولین قدم میتواند یک ارزیابی دقیق باشد.